• صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کدهای اضافی کاربر



دل نوشته های مریم
وجدان
نویسنده: مریم - ۱۳٩٠/۱٢/٢٦

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



دل من
نویسنده: مریم - ۱۳٩٠/۱٢/٢٦

دل من آخرین جمعه سال

دل تو اولین روز بهار

و چه دورند و چه نزدیک به هم ...........

نظرات ()



کاش میدانستی
نویسنده: مریم - ۱۳٩٠/۱٢/٢۳

*زمانی** که من بچه بودم،مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب
هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و
طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان
زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته، جلوی
پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم ببینم
آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویتها شده است!

در آن وقت، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت
دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود. خاطرم
نیست که آن شب چه جوابی به پدرم  دادم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا
میکردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویتهای سوخته می مالید و لقمه لقمه آنها
را می خورد.
یادم هست آن شب وقتی از سر میز غذا بلند شدم،شنیدم مادرم بابت سوختگی بیسکویت
ها از پدرم عذرخواهی می کرد
و هرگز جواب پدرم را فراموش نخواهم کرد که گفت: اوه عزیزم، من عاشق بیسکویتهای
خیلی برشته هستم.
همان شب، کمی بعد که رفتم بابام را برای شب بخیر ببوسم، از او پرسیدم که آیا
واقعاً دوست داشت که بیسکویتهاش سوخته باشد؟
او مرا در آغوش کشید وگفت:مامان تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و خیلی
خسته است. بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز کسی را نمی کشد!
زندگی مملو از چیزهای ناقص... و انسان هایی است که پر از کم و کاستی هستند .*
*خود من در بعضی موارد، بهترین نیستم، مثلاً مانند خیلی از مردم، روزهای تولد
و سالگردها را فراموش میکنم. اما در طول این سالها فهمیده ام که یکی
ازمهمترین راه حل ها برای ایجاد روابط سالم، مداوم و پایدار:

درک و پذیرش عیب های همدیگر و شاد بودن از داشتن تفاوت با دیگران است و امروز
دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد، و ناخوشایند زندگی
خود را بپذیری و با انسان ها رابطه ای داشته باشی که در آن، بیسکویت سوخته
موجب قهر و دلخوری نخواهد شد.
 این موضوع را می توان به هر رابطه ای تعمیم داد. در واقع، تفاهم، اساس هر
روابطی است،هر رابطه ای با همسر یا والدین، فرزند یا برادر،خواهر یا دوستی!
کلید دستیابی به شادی خود را در جیب کسی دیگر نگذارید  آن را پیش خودتان
نگهدارید.
بنابراین، لطفاً یک بیسکویت به من بدهید، و آری، حتی از نوع سوخته که حتماً
خیلی خوب خواهد بود.!.!.!.!*

*این داستان را می توانید برای کسانی بفرستید که برایتان ارزشمندند*


*کاش همه می دانستند زندگی شادی نیست*
*شاد کردن است*
*زندگی قهقهه نیست*
*لبخند است*

نظرات ()



تنهایی
نویسنده: مریم - ۱۳٩٠/۸/٢٧

من به اندازه ی بی مهری چشمان تو غمگین ماندم
و به اندازه ی هر برق نگاهت به نگاهی،
نگران
تو به اندازه ی تنهایی من شاد بمان..

نظرات ()



قطار
نویسنده: مریم - ۱۳٩٠/۸/٢٧

قطار می رود 
تو می روی 
تمام ایستگاه می رود 
و من چقدر ساده‌ام 
که سال‌های سال 
در انتظار تو 
کنار این قطار رفته ایستاده‌ام 
و همچنان 
به نرده‌های ایستگاه رفته 
تکیه داده‌ام! 
...
از قیصر امین‌پور (یادش ماندگار)

نظرات ()



بی تو
نویسنده: مریم - ۱۳٩٠/۸/٢٧
من فکر میکنم در غیاب تو
همه ی خانه های جهان خالی ست
همه ی پنجره ها بسته ست
اصلا کسی حوصله ی آمدن به ایوان عصر جمعه را ندارد
پرده هایی که پیدایند یک جوری شبیه دیوار دیده می شوند.
...واقعا وقتیکه تو نیستی
آفتاب هم حوصله ندارد راه بیفتد بیاید بالای کوه
اما دیوارها
تا دلت بخواهد بلندند...
نظرات ()



شکستن دل
نویسنده: مریم - ۱۳٩٠/۸/٢٧

شکستن دل، به شکستن استخوان دنده می‌ماند؛ از بیرون همه‌چیز روبه‌راه است، اما هر نفس، درد ا‌ست که می‌کشی . .

نظرات ()



جمعه تنها
نویسنده: مریم - ۱۳٩٠/۸/٢٧
خدایا .. روز های جمعه ی مرا رد کن ...
مثل آهنگی که نمی توانم تنها گوش بدهم و سریع ردش می کنم ...!
مثل خیابانی که از آن خاطره دارم و سعی می کنم ازش رد نشوم ...!
مثل عکسی که مرا به روز هایی می برد که ای کاش آن روز ها ساخته نمیشد ...!
خدایا .. روز های جمعه ی "تنهای" مرا رد کن ..
نظرات ()



مطالب قدیمی تر »